الملا فتح الله الكاشاني

163

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه مغتر بودند به دنيا و مفتخر به آنكه حال ايشان بمراتب اضعف از حال سابقه بود چه مدارا مر دنيا بر تبسطست در بلاد و تسلط بر عباد و تصرف در اقطار ارض بانواع عمارات و اين از ايشان مسلوب است بجهة آنكه از ضعفاى امم اند و ملجأ شده‌اند بوادى كه هيچ نفع بايشان نميرساند بجهة آنكه وادى غير ذى زرع است * ( ثُمَّ كانَ ) * پس هست * ( عاقِبَةَ الَّذِينَ ) * عاقبت آنكه * ( أَساؤُا ) * بد كردند يعنى كافر شدند و مرتكب معاصى گشتند * ( السُّواى ) * عقوبت يا خصلت يا نتيجه بدتر كه عقوبت آخرتست وضع ظاهر در موضع ضمير بجهة دلالتست بر آن چيزى كه مقتضى آن شده كه اين حالت عاقبت ايشان باشد و دلالت بر آنكه افعال ايشان مانند افعال قبيحهء امم سابقه است كه به آن مستوجب استيصال شده‌اند و سوأى تأنيث أسوأ است مانند حسنى و يا مصدر است كه به جهت مبالغه موصوف بواقع شده مانند بشرى و گويند كه سوأى اسم دوزخست هم چنان كه حسنى و طوبى كه اسم بهشت است يعنى دوزخ عاقبت ايشان باشد * ( أَنْ كَذَّبُوا ) * بسبب آنكه تكذيب كردند * ( بِآياتِ اللَّه ) * بآيتهاى خدا يعنى باور نداشتند قرآن را يا عبرت نگرفتند بدلايل قدرت * ( وَكانُوا بِها ) * و بودند كه به آن آيتها * ( يَسْتَهْزِؤُنَ ) * استهزا مىكردند بدانكه عاقبة الذين خبر كان است مقدم بر اسم سوأى اسم آن كقوله و كان حقا علينا نصر المؤمنين و ان كذبوا محتمل است كه علت باشد اى لاجل تكذيبهم بآيات و يا بدل يا عطف بيان سوأى يا خبر كان بنا بر اينكه عاقبت اسم بوده باشد سوأى مصدر اساؤا يا مفعول آن و ان كذبوا اسم كان و معنى اينكه ثم كان عاقبة الذين اقترفوا الخطيئات ان طبع اللَّه على قلوبهم حتى كذبوا الآيات و استهزؤا بها و جايز است كه السوأى صفت فعل باشد و ان كذبوا تابع آن و خبر محذوف به جهت ابهام و تهويل و ابن عامر و كوفيان عاقبت را منصوب ميخوانند بر اينكه خبر كان باشد و اسم ان السوأى و تواند بود كه ان مفسره باشد به جهت آنكه اسائة چون مفسر است بتكذيب و استهزا پس متضمن معنى قول باشد آن گاه بر سبيل تذكير نعمت و بيان قدرت او را اعاده ميفرمايد كه * ( اللَّه يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ) * خداى آفريند خلق را از نطفه * ( ثُمَّ يُعِيدُه ) * پس ديگر باره زنده ميگرداند و بر ميانگيزد بعد از مرگ * ( ثُمَّ إِلَيْه ) * پس بسوى جز او حكم او * ( تُرْجَعُونَ ) * باز برگردانيده شوند و حفص به تا ميخواند بر طريق خطاب يعنى باز گردانيده شويد شما و بنا بر اين عدول از غيبت بخطاب به جهت مبالغه است در مقصود * ( وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ ) * و در روزى كه قايم شود قيامت * ( يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ ) *